آخرین تلاشها برای دیفرگ ذهنی كه جدا به افدیسک احتیاج دارد

۱۳۹۵ تیر ۲۷, یکشنبه

هواي خنك اينجا را دوست دارم. حس خلوت خوبي ست. در اينترنت تنها بودن، كانه بساط كردن كنار اتوبان تهران قم است. هم تنهايي ، هم هزار نفر از كنارت ردميشوند بي انكه چيزي از تنهاييت كم شود. 
تنهايي اتوباني-اينترنتي براي انهايي، مثل من، خوبست كه از تنهايي مطلق ميترسند. از همه اينها گذشته، وبلاگ نوشتن ديگر مثل اين ميماند كه با پر و جوهر و جيرجير و تشكيلات روي پوست بنويسي. دمده، عصر حجر.
جدا از احوالات زر وبلاگي لازمم، اين خلوتي و خنكا و قدمت، دوباره برايم جذاب كرده اينجا را. و دوست دارم از چند چيز بنويسم. نه بخاطر اهميتشان ، فقط محض اينكه بخش زيادي از ذهنم درگير اينهاست، براي جاي خالي بعدش برنامه اي ندارم، اما نميخواهم باقي مانده عمرم بشود مرور اينها.

۱ نظر:

Zoleikha Ghorbani گفت...

سلام
وبلاگستان را خیلی وقت پیش از وبلاگ آیدا گوسفند خوانده بودم و عجیب چسبید آن مطلب درباره یاوری و یار انصر و ناصر .برنگشتم اصل متن را کپی کنم . فکرمیکردم وبلاگتان تعطیل است .
دیدم خیر .
وبلاگ نوشتن همین حالا هم مدرن است .دلم عهد قلم پر واقعی و جوهر و نامه میخواهد که بنویسی بگذاری زیر سنگ ،جلوی درب منزل یار ،سوت بزنی بیاید برش دارد .