آخرین تلاشها برای دیفرگ ذهنی كه جدا به افدیسک احتیاج دارد

۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

اوسکولاستیک

فکر کردن به متافیزیک غمگینم میکند. خیلی عمیق تر از قبل. در واقع علت آن، عدم امکان و یا احتمال متافیزیک نیست. مشکل چشم اندازهای ترسناکی ست که به جبر علم بر روی ما گشوده شده: امکانات متعدد متافیزیک. از غمگین شدن و یا حتی وحشت که بگذریم چیز دیگری هم هست. راستش اینکه فلسفه به پایان خود رسیده و داستان ، ماجرایی تکراری ست. ظاهرا حضرات در دانشکده های فلسفه آنقدر سرشان گرم فلسفه حقوق و چه میدانم زنان و زایمان و محیط زیست و اینها ست که در ماجرای متافیزیک حتی از استودیوی پیکسار هم عقب افتاده اند. به جد فکر میکنم که شجاعت بیان این چشم اندازهای وحشت را (در شکلی عامه پسند) این انیمیشن سازها و حتی هالیوودی ها بیشتر دارند. به این معنی من ماتریکس را جدی تر از مابعدالطبیه و خرد ناب و الخ میبینم. حتی مثلا کارتون هورتون را تاثیر گذار تر از درد جاودانگی . همان یکساعت تماشای آن دنیای حقیر که بازیچه ناچیز یک فیل بازیگوش است ، کافیست تا تو را از آن تصور عظیم و تراژدی گونه و باخ آلود خدایی خلقت پرت کند به کمدی دیوانه وار بی عظمت کودکانه حقیر رپ گونه ذره لرزان و لغزنده ای که وای به روزاش اگر بیافتد از دماغ فیل و الخ.که تنها یکی از اینهمه امکان ندیده و نشنیده و نپژوهیده غیر اسکولاستیک نچسب آخوند کش کشیش سوزی باشد برای بشر.


۱ نظر:

Sanji گفت...

سلام. در رابطه با همینکه گفتین، همین ماتریکس و کارتون، سه گانه های سیاه فیلیپ پولمن رو خوندین؟ من وسط سومیش هستم. تا اینجا خیلی خوب بوده.